در طول سالهای فعالیت حرفهای خود با مدیران بسیاری همکاری کردهام.
برخی مدیران با سرمایه شناخته میشوند.
برخی با فروش.
برخی با نوآوری.
اما تعداد کمی از مدیران هستند که پیش از آنکه از کسبوکارشان صحبت کنید، شخصیت، منش و نگاه آنها در ذهن شما ماندگار میشود.
برای من، آقای یزدانپرست از همین گروه است.
آشنایی و همکاری با مجموعه مبلیران، تنها یک پروژه مشاوره و توسعه کسبوکار نبود؛ بلکه فرصتی بود برای آشنایی نزدیک با یکی از قدیمیترین برندهای صنعت مبلمان ایران و مدیری که نگاهش فراتر از اداره یک کارخانه است.
مبلیران نامی آشنا برای چند نسل از خانوادههای ایرانی است.
برندی که نزدیک به یک قرن در صنعت مبلمان کشور حضور داشته و توانسته در فراز و نشیبهای مختلف اقتصادی همچنان جایگاه خود را حفظ کند.
اما واقعیت این است که برندهای بزرگ فقط به دلیل قدمت ماندگار نمیشوند.
آنها به دلیل کیفیت مدیریت ماندگار میشوند.
در طول همکاری، بارها به کارخانه مبلیران در شهرک صنعتی احمدآباد مستوفی رفتیم.
در بسیاری از سازمانها جلسات مدیریتی حول مشکلات روزمره میچرخد.
اما در مبلیران بخش مهمی از جلسات ما درباره آینده بود.
یکی از ویژگیهایی که از همان روزهای نخست توجه مرا جلب کرد، دیسیپلین مدیریتی آقای یزدانپرست بود.
نظم.
وقار.
ادب.
شخصیت حرفهای.
و احترام به اصول مدیریتی.
همیشه اعتقاد داشتهام که فرهنگ یک سازمان، تصویر بزرگشده شخصیت مدیر آن سازمان است.
وقتی وارد مبلیران میشوید این موضوع را به وضوح احساس میکنید.
در نوع جلسات.
در نحوه تعامل مدیران.
در رفتار کارکنان.
در فضای حرفهای مجموعه.
و در احترام متقابلی که در سراسر سازمان جریان دارد.
شاید به همین دلیل است که بعدها ایشان به عنوان رئیس اتحادیه مبل و درودگری تهران انتخاب شد.
زیرا رهبری فقط به اداره یک کسبوکار محدود نمیشود.
برخی مدیران به تدریج به نمایندگان یک صنعت تبدیل میشوند.
در طول جلسات توسعه کسبوکار، موضوعات متعددی مورد بررسی قرار میگرفت.
اما چیزی که همواره برای من ارزشمند بود، آمادگی ایشان برای سرمایهگذاری در مسیر رشد بود.
بسیاری از مدیران دوست دارند به قله برسند.
اما حاضر نیستند هزینه رسیدن به قله را پرداخت کنند.
در مقابل، مدیران بزرگ میدانند که رشد هزینه دارد.
یادگیری هزینه دارد.
توسعه هزینه دارد.
و ساختن یک سازمان ماندگار نیازمند سرمایهگذاری مستمر است.
این نگاه را بارها در تصمیمات مدیریتی ایشان مشاهده کردم.
هر زمان موضوعی به توسعه سازمان کمک میکرد، با نگاه بلندمدت بررسی میشد.
نه صرفاً با معیار هزینه امروز.
زیرا مدیران آیندهساز میدانند که هزینه نکردن برای توسعه، گاهی پرهزینهترین تصمیم ممکن است.
یکی دیگر از ویژگیهای قابل توجه ایشان، هوش مدیریتی و قدرت تحلیل بالاست.
در بسیاری از جلسات، موضوعات مختلف از زوایای متفاوت بررسی میشد.
سؤالهای دقیق مطرح میشد.
فرضیات به چالش کشیده میشد.
و تصمیمات بر پایه تفکر و تحلیل شکل میگرفت.
اما در کنار این نگاه حرفهای، جنبه دیگری از شخصیت ایشان وجود دارد که کمتر در مدیران صنعتی مشاهده میشود.
علاقه به شعر، ادبیات و فرهنگ.
در برخی گفتگوها، بحث از نمودارها و گزارشهای مدیریتی فراتر میرفت.
درباره انسان صحبت میکردیم.
درباره فرهنگ.
درباره جامعه.
و درباره مسئولیت مدیران در ساختن آینده.
همین ترکیب میان عقلانیت مدیریتی و نگاه انسانی است که شخصیتهای ماندگار را شکل میدهد.
من همیشه در جلسات مشاوره میگویم:
«رشد پایدار، محصول سیستمهای خوب است؛ نه تلاشهای قهرمانانه.»
به همین دلیل بخش مهمی از همکاری ما روی اصلاح ساختارها و تقویت سیستمها متمرکز بود.
زیرا هیچ سازمانی با اتکای صرف به افراد نمیتواند ماندگار بماند.
سازمانهای بزرگ زمانی ساخته میشوند که تجربه، دانش، فرهنگ و سیستم در کنار هم قرار بگیرند.
تجربه همکاری با مبلیران بار دیگر این موضوع را برای من اثبات کرد.
امروز وقتی به این مجموعه نگاه میکنم، صرفاً یک کارخانه تولید مبلمان نمیبینم.
بلکه سازمانی را میبینم که گذشته ارزشمند خود را حفظ کرده است، اما در گذشته متوقف نشده است.
سازمانی که همچنان به فناوری میاندیشد.
به صادرات فکر میکند.
به توسعه سرمایه انسانی اهمیت میدهد.
و برای فردایی بزرگتر برنامه دارد.
و شاید مهمترین درسی که از این همکاری آموختم این باشد:
برندهای ماندگار فقط محصول تولید نمیکنند؛ آنها فرهنگ، اعتبار، اعتماد و آینده تولید میکنند.
اگر شما نیز صاحب یک کارخانه، برند یا کسبوکار هستید، شاید مهمترین سؤال این نباشد که امروز چه مشکلی دارید.
بلکه این باشد:
«آیا سازمان من برای آیندهای بزرگتر از امروز آماده شده است؟»
تجربه همکاری با مجموعههایی مانند مبلیران به من آموخته است که موفقترین مدیران کسانی نیستند که فقط امروز را اداره میکنند؛ بلکه کسانی هستند که همزمان در حال ساختن فردا نیز هستند.